مؤاخذ. [ م ُ آ خ ِ ] (ع ص ) مؤاخذه کننده . بازخواست کننده . گیرنده کسی را به ... کسی که مورد بازخواست قرار دهد دیگری را. عتاب کننده . (از یادداشت مؤلف ).
مؤاخذ. [ م ُ آ خ َ ] (ع ص ) معاقب و آنکه خداوند عالم وی را از جهت گناهی که کرده است عقوبت می کند. (ناظم الاطباء). گرفتار. گرفته شده به گناه . (یادداشت مؤلف ). || سیاست شده و سزاداده شده و عقوبت شده و...
فرهنگ عمید
کسی که مورد عتاب و بازخواست واقع شود.
فرهنگ فارسی
(اسم ) کسی که مواخذه کند عتاب کننده . مواخذه کننده .