معنی کلمه : مهلکت
لغت نامه دهخدا
مهلکت . [ م َ ل َ ک َ ] (ع اِ) مهلکة. مهلکه . جای هلاکت و نابودی : باشد که به حیلت از این مهلکت و خطر نجات یابم و برهم . (سندبادنامه ص 327). رجوع به مهلکه شود.

مهلکت . [ م َ ل َ ک َ ] (ع اِ) مهلکة. مهلکه . جای هلاکت و نابودی : باشد که به حیلت از این مهلکت و خطر نجات یابم و برهم . (سندبادنامه ص 327). رجوع به مهلکه شود.