ملکت. [ م ُ ک َ ] ( ع اِ ) پادشاهی. ( غیاث ). پادشاهی. سلطنت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : که ملکت شکاری است کو را نگیردعقاب پرنده و شیر ژیانی.دقیقی ( از تاریخ بیهقی چ فیاض ص 385 ).ملکت جویی همی مگر چو سلیمان گیتی گردی همی مگر چو سکندر.مسعودسعد.یک جرعه می ز ملک کاووس به است وز تخت قباد و ملکت طوس به است.( منسوب به خیام ).ازآن کجا سپر ملکت است خدمت اوبدو سپار دلت را و بسپر آتش و آب.امیر معزی ( د...
[ویکی الکتاب] معنی مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ: بردگان شما-کنیزان شما(معنی کلمه به کلمه اش می شود : مالک شده دستهای راست شما ، از آن جهت است که قرار داد و پیمان را با دست راست می بندند یا اینکه گرفتن و مالکیت نیز به وسیله دست راست که نشانه ی قدرت است شایع می باشد به هرحال عبارت " مَلَکَتْ أَیْمَان...معنی مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ: بردگان آنها - کنیزان آنها(معنی کلمه به کلمه اش می شود : مالک شده دس...