منقلة. [ م ِ ق َ ل َ ] (ع اِ) ابزاری که بدان آتش و یا هر چیزی را نقل دهند. (ناظم الاطباء). آلت نقل . ج ، مناقل . (از اقرب الموارد) (المنجد).
منقلة. [ م َ ق َ ل َ ] (ع اِ) منزل و فرودآمدنگاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). منزل مسافر و فرودآمدنگاه . (ناظم الاطباء). مرحله ای از مراحل سفر و گویند سرنا منقلة؛ ای مرحلة. (از اقرب الموارد). || پاره ای که برسپل شتر و...
فرهنگ معین
(مَ قَ لَ یا لِ ) [ ع . منقلة ] (اِ. ) جای زغال ، انگشت دان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای زغال انگشت دان ابزاری که بدان آتش و یا هر چیزی را نقل دهند . آلت نقل .
دانشنامه عمومی
مَنقَله دسته ای از بازی های تخته ای است که در آفریقا، خاور میانه، و آسیای میانه رواج دارد. این بازی را با جابه جا کردن مهره ها بر روی تخته بازی می کنند.بازی منقله در مصر پیشینه ای هزاران ساله دارد. جهانگردان اروپایی در سده نوزدهم در قهوه خانه های مصربا آن آشنا شدند. در آن زمان رسم بود بازنده هزینه تمامی قهوه ای را که در طول بازی صرف شده بود عهده دار شود.برده های آفریقایی بازی های منقله را با خود ب...