کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منقصل
تلفظ بین المللی :
/monq1ˈasel/
تلفظ :
[monq1'asel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قبل منقل
مقصل
مناصل
منصل
منفصل
منفصله
منقال
منقشلاق
منقصت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منقصل. [ م ُ ق َ ص ِ ] ( ع ص ) بریده شونده. بریده شده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به انقصال شود.
کلمات مرتبط
قبل منقل
مقصل
مناصل
منصل
منفصل
منفصله
منقال
منقشلاق
منقصت
نظرات