Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منصل

تلفظ بین المللی : /mˈansal/ تلفظ :‌ [m'ansal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • منصل الاسنه
  • منصل الال
  • منصلت
  • منصلع
  • التهاب مفصل
  • التهاب مفصل روماتیسمی
  • التهاب مفصل عفونی
  • روکش سازی مفصل ران
  • ژن شناسی مندلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

منصل . [ م ِ ص َ ] (ع اِ) مِنصال .(اقرب الموارد) (محیطالمحیط). رجوع به منصال شود.

منصل . [ م ُ ص ُ / ص َ ] (ع اِ) تیغ شمشیر. ج ،مناصل . (مهذب الاسماء). تیغ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تیغ. ج ، مناصل . (از اقرب الموارد).

منصل. [ م ُ ص ُ / ص َ ] ( ع اِ ) تیغ شم...

فرهنگ فارسی

منصال

کلمات مرتبط

  • منصل الاسنه
  • منصل الال
  • منصلت
  • منصلع
  • التهاب مفصل
  • التهاب مفصل روماتیسمی
  • التهاب مفصل عفونی
  • روکش سازی مفصل ران
  • ژن شناسی مندلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات