کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منسکب
تلفظ بین المللی :
/monsˈakeb/
تلفظ :
[mons'akeb]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مناکب
منسب
منسوب
منسوبه
منسوبین
منسک
منکب
منکبرنی
منکبین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منسکب. [ م ُ س َ ک ِ ] ( ع ص ) ریزان و آب ریزان. ( آنندراج ). آب ریزنده. ( غیاث ). ریزان و آب ریزنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انسکاب شود. || گریه بسیارکننده. ( غیاث ) ( آنندراج ).
کلمات مرتبط
مناکب
منسب
منسوب
منسوبه
منسوبین
منسک
منکب
منکبرنی
منکبین
نظرات