معانی کلمه : منسک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(مَ س یا سَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای قربانی ک ردن . ۲ - راه و روش عبادت . ج . مناسک .
فرهنگ فارسی
جای قربانی کردن، جای عبادت، راه وروش عبادت، مناسک جمع
( اسم ) ۱ - جای قربانی کردن . ۲ - جای عبادت . ۳ - طریقه عبادت جمع : مناسک .
عبادت کردن . پرستیدن و پارسا گردیدن
( اسم ) ۱ - جای قربانی کردن . ۲ - جای عبادت . ۳ - طریقه عبادت جمع : مناسک .
عبادت کردن . پرستیدن و پارسا گردیدن
