کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : منتحض
تلفظ بین المللی :
/montˈahez/
تلفظ :
[mont'ahez]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مستحضر
منتحر
منتضح
منتضی
منتفض
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
منتهض
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
منتحض. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) اندام کم گوشت. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || رندنده گوشت از استخوان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتحاض شود.
کلمات مرتبط
مستحضر
منتحر
منتضح
منتضی
منتفض
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
منتهض
نظرات