کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : منتتر
تلفظ بین المللی :
/montˈater/
تلفظ :
[mont'ateR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
علی اباد منتصر
مستتر
منتحر
منتر
منتر کردن
منتشر
منتشرنشده ها
منتشره
منتصر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منتتر. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کشیده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به انتتار شود.
فرهنگ فارسی
کشیده شونده . کشیده شده
کلمات مرتبط
علی اباد منتصر
مستتر
منتحر
منتر
منتر کردن
منتشر
منتشرنشده ها
منتشره
منتصر
نظرات