کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مقلاء
تلفظ بین المللی :
/maq1lˈɑ/
تلفظ :
[maq1l'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مقلاد
ملاء
مغلاء
مقاء
مقثاءه
مقراء
مقراءه
مقلات
مقلاص
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مقلاء. [ م ِ ] ( ع اِ ) غوک چوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دو چوب که کودکان با آنها بازی کنند. مقلی [ م َ لا ]. ( از اقرب الموارد ). الک دولک. قَله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کلمات مرتبط
مقلاد
ملاء
مغلاء
مقاء
مقثاءه
مقراء
مقراءه
مقلات
مقلاص
نظرات