معانی کلمه : معقلی
لغت نامه دهخدا
معقلی. [ م َ ق ِ ] ( ص نسبی ، اِ ) قسمی ازخطوط عربی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). نام خطی است که عربهای جاهلیت داشتند که تمام حروفش مسطح بوده و یکی از اقسام آن طوری بود که از سفیدی وسط و اطراف آن هم حروف تشکیل می شد. ( فرهنگ نظام ) :
نوشته برزه مفتون معقلی خطی است
به جیب دلق که در این لباس شاهی کن.
نوشته برزه مفتون معقلی خطی است
به جیب دلق که در این لباس شاهی کن.
فرهنگ عمید
در خوشنویسی، نوعی خط که عرب های عصر جاهلیت می نوشتند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نام خطی است که عربهای جاهلیت داشتند که تمام حروفش مسطح بوده و یکی از اقسام آن طوری بوده که از سفیدی وسط و اطراف آن هم حروف تشکیل میشد ( قاری البسه ) : [ نوشته برزه مفتون معقلی خطی است بجیب دلق که در این لباس شاهی کن ] ( فر. نظام ) .
