معالات . [ م ُ ] (ع مص ) معالاة. رجوع به معالاة و ماده ٔ بعد شود.
معالات. [ م ُ ] ( ع مص ) معالاة. رجوع به معالاة و ماده بعد شود.معالاة. [ م ُ ] ( ع مص ) برآمدن بر چیزی. ( از منتهی الارب ). برآمدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بلند برآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بلند گردانیدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی...
فرهنگ عمید
۱. بلند کردن، بلند قرار دادن. ۲. در بلندی با کسی معارضه کردن.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . معالاة ] ۱ - (مص ل . ) با کسی در بلندی نبرد کردن ، معارضه کردن در بلندی . ۲ - (اِمص . ) ستیزه در بلندی .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) با کسی در بلندی نبرد کردن معارضه کردن در بلندی . معالات کردن . ( مصدر ) با کسی در بلندی نبرد کردن : و لشکری که بدان باروزگار معادات و با فلک معالات توان کرد ... در جهان آواره گشته ...