Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مستقرع

تلفظ بین المللی : /mostˈaq1reʔ/ تلفظ :‌ [most'aq1Re?]
لغت نامه دهخدا
  • ذات عاده مستقره
  • متقرع
  • مستقر
  • مستقر شدن
  • مستقر کردن
  • مستقره
  • مستقر بودن
  • مستقر ساختن
  • مستقر شده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مستقرع. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقراع. سُم که سخت شده باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || شکنبه که خَمْل یعنی پرز وی رفته باشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گشن به عاریت خواهنده. || ماده گاو گشن خواه. ( از منتهی الارب ). رجوع به استقراع شود.

کلمات مرتبط

  • ذات عاده مستقره
  • متقرع
  • مستقر
  • مستقر شدن
  • مستقر کردن
  • مستقره
  • مستقر بودن
  • مستقر ساختن
  • مستقر شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات