Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستقر

تلفظ بین المللی : /mostˈaq1ar/ تلفظ :‌ [most'aq1aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • مستقر شدن
  • مستقر کردن
  • مستقر بودن
  • مستقر ساختن
  • مستقر شده
  • مستقر و پایدار
  • مستقر کننده
  • مستقر و مستودع
  • وضعیت قوای المانی مستقر در نرماندی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مستقر. [ م ُ ت َ ق ِرر ] (ع ص ) نعت فاعلی از استقرار. قرارگیرنده و ساکن و متمکن و ثابت شونده در جایی . (از اقرب الموارد). رجوع به استقرار شود.

مستقر. [ م ُ ت َ ق ِرر ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقرار. قرارگیرنده و ساکن و متمکن و ثابت شونده در جایی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استقرار شود.مستقر. [ م ُ ت َ ق َرر ] ( ع ص ، اِ ) نعت مفعولی و اسم مکان از استقرار....

فرهنگ عمید

۱. جای گرفته.
۲. (اسم ) [قدیمی] قرارگاه، جای قرار گرفتن، مقر.

فرهنگ معین

(مُ تَ قَ رّ ) [ ع . ] (اِمف . ) پایدار، استوار، استقرار یافته ، قرار گرفته .

فرهنگ فارسی

جای گرفته ، جای قرارگرفتن
( اسم ) قرار جوینده قرارگیرنده جای گیرنده .

دانشنامه عمومی

مستقر (آلبوم). «مستقر» (به انگلیسی: Settle) اولین آلبوم استودیویی از دیسکلوژر است که در ۳۱ مه ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-05-۳۱) منتشر شد. ترانه قفل که با سم اسمیت اجرا شده بود موفق ترین کار این آلبوم است.
wiki: مستقر (آلبوم)

مترادف و متضاد

استوار، برقرار، پابرجا، پایدار، ثابت، جایگزین، استقراریافته، جای‌گیر، ساکن، محکم

seat (اسم)مقر، جا، کفل، نیمکت، مرکز، مستقر، مسند، نشیمن، مدار، صندلی، محل اقامت، سرین، جایگاه، نشیمن گاهcapital (اسم)مایه، مرکز، مستقر، سرستون، سرمایه، پایتخت، حرف بزرگ، تنخواهdeep-seated (صفت)دیرینه، مستقرbased (صفت)مستقر، مبنی، متکیfirmly-fixed (صفت)مستقرwell-found (صفت)مستقر، مستحکم، کاملا مجهز، مجهز به وسایل...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُسْتَقَرٍّ: محل استقرار- قرارگاه دائمی - استقرار یافته ومحقق شده (مراد از مستقردر عبارت "أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ " آن افرادی است که دوران سیر در اصلاب را طی کرده و متولد شده و در زمین که به مقتضای آیه و لکم فی الارض مستقر ق...معنی مُّسْتَقِرٌّ: قرار گیرنده (عبارت "کُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ " یعنی :هر کاری[چه خیر و چه شر، چه حق و چه باطل در...

فرهنگ فارسی ساره

ماندگار، برپا شده

واژه نامه بختیاریکا

چپنیدِه؛ جا گر

کلمات مرتبط

  • مستقر شدن
  • مستقر کردن
  • مستقر بودن
  • مستقر ساختن
  • مستقر شده
  • مستقر و پایدار
  • مستقر کننده
  • مستقر و مستودع
  • وضعیت قوای المانی مستقر در نرماندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات