کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مستحسر
تلفظ بین المللی :
/mostˈahser/
تلفظ :
[most'ahseR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متحسر
مستأسر
مستحسن
مستحضر
مستفسر
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
خمسه مستسرقه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مستحسر. [ م ُ ت َ س ِ ]( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحسار. مانده و خسته. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به استحسار شود.
کلمات مرتبط
متحسر
مستأسر
مستحسن
مستحضر
مستفسر
مستحضر داشتن
مستحضر شدن
مستحضر کردن
خمسه مستسرقه
نظرات