کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مذعور
تلفظ بین المللی :
/mˈazʔuːr/
تلفظ :
[m'az?u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مذعوره
مذبور
مذور
مذکور
مذکوره
مشعور
معذور
معذور داشتن
معذوری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مذعور. [ م َ ] ( ع ص ) ترسانیده شده. ( منتهی الارب ). ذاعر. منذعر. ( متن اللغة ). مرعوب. ترسیده. هراسیده. ترسان. ( یادداشت مؤلف ). || مشمئز. ( یادداشت مؤلف ).
کلمات مرتبط
مذعوره
مذبور
مذور
مذکور
مذکوره
مشعور
معذور
معذور داشتن
معذوری
نظرات