Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معذور داشتن

تلفظ بین المللی : /mˈaʔzuːr dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [m'a?zu:R d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • معمور داشتن
  • مبذول داشتن
  • معذور
  • غیر معذور
  • مامور است و معذور
  • المأمور معذور
  • قانون عکس مجذور
  • مبذور
  • بندر معشور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

معذور داشتن. [ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر پذیرفتن و معاف داشتن و عفو فرمودن. ( ناظم الاطباء ). عذر کسی را پذیرفتن : معذورم دارند که اندوه وغیش است اندوه وغیش من از آن جعد وغیش است .رودکی.چون بر این مشافهه واقف گردد به حکم خرد تمام... دانیم که ما را معذور دارد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 217 ). گفت زندگانی سپاهسالار دراز باد فرمان خداوند نگه باید داشت چون بر این حال بیند معذور دارد و بازگرداند. ( تاریخ ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - عذر کسی را پذیرفتن . ۲- کسی را از کاری معاف کردن .

مترادف و متضاد

عذر پذیرفتن

معاف کردن، معذور کردن

۱. معاف کردن، معذور کردن
۲. عذر پذیرفتن

exculpate (فعل)مبرا کردن، تبرئه کردن، روسفید کردن، معذور داشتنexcuse (فعل)تبرئه کردن، معذرت خواستن، معاف کردن، معذور داشتن...

کلمات مرتبط

  • معمور داشتن
  • مبذول داشتن
  • معذور
  • غیر معذور
  • مامور است و معذور
  • المأمور معذور
  • قانون عکس مجذور
  • مبذور
  • بندر معشور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات