محاربت . [ م ُ رَ ب َ ] (ع مص ، اِمص ) محاربة. محاربه . حراب . (منتهی الارب ). با یکدیگر جنگ کردن . || جنگ و پیکار و نبرد و کارزار. (ناظم الاطباء): اسباب محاربت و منازعت برخاست . (تاریخ بیهقی ). هرکه ... از غایت محاربت غافل باشد پشیمان گردد. (کلیله و دمنه ). به ابوالقاسم پیغام فرستاد که کار محاربت اعتمادی ندارد و عاقبت آن در پرده ٔ غیب است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 196). از جرجان روی به محاربت ایشا...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) محاربه : ... که فتح ناحیت قم بجنگ و محاربت بوده باشد جمع : محاربات .