Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مثل فلس ماهی روی هم چیدن

تلفظ بین المللی : /mˈesl fˈals mˈɑhi ravˈiːjeːˌam tʃˈidan/ تلفظ :‌ [m'esl f'als m'Ahi Rav'i:je:,am tS'idan]
مترادف و متضاد
  • فلک محل
  • مثل
  • مثل اوردن
  • مثل راندن
  • مثل زدن
  • مثل زن
  • مثل شدن
  • مثل نهادن
  • مثل گشتن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

imbricate (فعل)
پولک پولک کردن، مثل فلس ماهی روی هم چیدن، نیمه نیمه روی هم گذاشتن

کلمات مرتبط

  • فلک محل
  • مثل
  • مثل اوردن
  • مثل راندن
  • مثل زدن
  • مثل زن
  • مثل شدن
  • مثل نهادن
  • مثل گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات