کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مثل فلس ماهی روی هم چیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈesl fˈals mˈɑhi ravˈiːjeːˌam tʃˈidan/
تلفظ :
[m'esl f'als m'Ahi Rav'i:je:,am tS'idan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فلک محل
مثل
مثل اوردن
مثل راندن
مثل زدن
مثل زن
مثل شدن
مثل نهادن
مثل گشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
imbricate
(فعل)
پولک پولک کردن، مثل فلس ماهی روی هم چیدن، نیمه نیمه روی هم گذاشتن
کلمات مرتبط
فلک محل
مثل
مثل اوردن
مثل راندن
مثل زدن
مثل زن
مثل شدن
مثل نهادن
مثل گشتن
نظرات