Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ متمصر

تلفظ بین المللی : /mˌotemˈasser/ تلفظ :‌ [m,otem'asseR]
لغت نامه دهخدا
  • متمصره
  • فرمان متمرکز
  • متبصر
  • متصرف
  • متصرف شدن
  • متصرفه
  • متعصر
  • متمارض
  • متماری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

متمصر. [ م ُ ت َ م َص ْ ص ِ ] ( ع ص ) آن که باقی شیر را دوشد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که می دوشد باقی شیر را.( ناظم الاطباء ). || کسی که به سرانگشتان یا به سبابه و ابهام می دوشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کم شده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || پی روی نماینده. || پراکنده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموار...

کلمات مرتبط

  • متمصره
  • فرمان متمرکز
  • متبصر
  • متصرف
  • متصرف شدن
  • متصرفه
  • متعصر
  • متمارض
  • متماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات