معانی کلمه : فرمان متمرکز
فرهنگ فارسی
وضعیتی در پدافند هوایی که در آن دستورها مستقیماً از ردههای بالای فرماندهی به یگانهای آتشبار صادر میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{centralized control} [علوم نظامی] وضعیتی در پدافند هوایی که در آن دستورها مستقیماً از رده های بالای فرماندهی به یگان های آتشبار صادر می شود
