Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متمرکز کردن

تلفظ بین المللی : /mˌotemˈarkez kˈardan/ تلفظ :‌ [m,otem'aRkez k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متمرکز کردن توجه
  • غیر متمرکز کردن
  • نگاهها یا افکار را به سوی شخص یا نقطه خاصی متمرکز کردن
  • متارکه کردن
  • متبرک کردن
  • متحرک کردن
  • متمرکز
  • متمرکز شدن
  • فرمان متمرکز
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - جای دادن . ۲ - جمع کردن در یک جا : کلی. قوای خود را متمرکز کرد ...

مترادف و متضاد

تمرکز دادن، یک‌جاجمع کردن (نیرو، امکانات)

epitomize (فعل)خلاصه کردن، متمرکز کردن، مجسم کردن، صورت خارجی به چیزی دادنfocus (فعل)میزان کردن، متمرکز کردن، متمرکز کردن توجه، بکانون اوردنfixate (فعل)تثبیت کردن، متمرکز کردن، محکم کردنcentralize (فعل)متمرکز کردن، تمرکز دادن، در مرکز جمع کردنconcentrate (فعل)متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ کردنlocalize (فعل)متمرکز کردن، محلی کردن، موضعی ساختن، محدود ...

کلمات مرتبط

  • متمرکز کردن توجه
  • غیر متمرکز کردن
  • نگاهها یا افکار را به سوی شخص یا نقطه خاصی متمرکز کردن
  • متارکه کردن
  • متبرک کردن
  • متحرک کردن
  • متمرکز
  • متمرکز شدن
  • فرمان متمرکز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات