کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متقزح
تلفظ بین المللی :
/mˌoteq1ˈazzeh/
تلفظ :
[m,oteq1'azzeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متزحل
متقرح
مقزحه
مقزح
متآزح
متأزح
متزحزح
متزحف
متزحلف
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متقزح. [ م ُ ت َ ق َزْ زِ ] ( ع ص ) گیاهی که بسیارشاخ گردد و پراکنده افتد. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). گیاه پراکنده افتاده و بسیارشاخه گردیده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقزح شود.
کلمات مرتبط
متزحل
متقرح
مقزحه
مقزح
متآزح
متأزح
متزحزح
متزحف
متزحلف
نظرات