Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متقرح

تلفظ بین المللی : /mˌoteq1ˈarreh/ تلفظ :‌ [m,oteq1'aRReh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متقرحه
  • مترحل
  • متقرب
  • متقرر
  • متقرع
  • مقرح
  • مقرحه
  • مقترح
  • مقرحات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متقرح. [ م ُ ت َ ق َرْ رِ ] ( ع ص ) قرحه دار و دارای ریش. ریش دار و ریش خورده.( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )؛ جرب المتقرح . ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || آماده و مستعد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تقرح شود.

فرهنگ فارسی

ریش دار و ریش خورده

کلمات مرتبط

  • متقرحه
  • مترحل
  • متقرب
  • متقرر
  • متقرع
  • مقرح
  • مقرحه
  • مقترح
  • مقرحات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات