مقرح . [ م ُ رِ ](ع ص ) ستور تمام دندان . ج ، مقاریح . (ناظم الاطباء).
مقرح. [ م ُ رِ ]( ع ص ) ستور تمام دندان. ج ، مقاریح. ( ناظم الاطباء ).مقرح. [ م ُ ق َرْ رِ ] ( ع ص ) که سبب ریش و قرحه شود. که تولید جراحت کند . ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دارویی که رطوبتهای بین اجزای جلد را به تحلیل برد و مواد ردیه را جذب کند و سبب تولید قرحه شود مثل بلادر. ( ازکتا...
فرهنگ معین
(مُ قَ رِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) تولید جراحت کننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) تولید جراحت کننده توضیح دوایی را نامند که بقوت حرارت و نفوذ و جذب خود بتحلیل بر دو فانی ساز در طوباتی ( را ) که میان اجزای جلد است و احداث قرحه نماید مانند : بلادر ( مخزن الادویه ) ستور تمام دندان جمع مقاریح