کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متطلی
تلفظ بین المللی :
/mattˈali/
تلفظ :
[matt'ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
متالی
متجلی
متحلی
متحلی شدن
متطلع
متطلق
متعلی
متولی
مطلی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متطلی. [ م ُ ت َ طَل ْ لی ] ( ع ص ) قطران مالیده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). اندوده شده و آلوده گشته. ( ناظم الاطباء ). || طلا شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تطلی شود.
کلمات مرتبط
متالی
متجلی
متحلی
متحلی شدن
متطلع
متطلق
متعلی
متولی
مطلی
نظرات