معانی کلمه : متجلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ظاهر، آشکار، روشن.
فرهنگ معین
(مُ تَ جَ لّ ) [ ع . ] (اِفا. ) آشکار، آشکار شونده ، ظاهر شونده .
فرهنگ فارسی
آشکارشونده، ظاهرشونده، روشن
۱ - (اسم ) ظاهر شونده آشکار گردنده . ۲ - ( صفت ) ظاهر آشکار .
۱ - (اسم ) ظاهر شونده آشکار گردنده . ۲ - ( صفت ) ظاهر آشکار .
مترادف و متضاد
آشکار، تابان، جلوهگر، روشن، ظاهر، نمایان
