Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متجلی

تلفظ بین المللی : /mˌotedʒˈalli/ تلفظ :‌ [m,otedZ'alli]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • متجلی شدن
  • قائد الغر المحجلین
  • متالی
  • متجزی
  • متجلد
  • متحلی
  • متحلی شدن
  • متعلی
  • متولی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

متجلی. [ م ُ ت َ ج َل ْ لی ] ( ع ص ) ظاهر شونده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || روشن و آشکار. ( آنندراج ) ( غیاث ). تابدار و روشن وباشکوه و درخشان و آشکار و هویدا. ( ناظم الاطباء ).- متجلی شدن ؛ ظاهر و آشکار شدن : و در زمره صاحبدلان متجلی نشود مگر آنگه که متحلی شود به زیور قبول امیرکبیر... ( گلستان چ فروغی ص 8 ).|| تغییرصورت داده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون )....

فرهنگ عمید

ظاهر، آشکار، روشن.

فرهنگ معین

(مُ تَ جَ لّ ) [ ع . ] (اِفا. ) آشکار، آشکار شونده ، ظاهر شونده .

فرهنگ فارسی

آشکارشونده، ظاهرشونده، روشن
۱ - (اسم ) ظاهر شونده آشکار گردنده . ۲ - ( صفت ) ظاهر آشکار .

مترادف و متضاد

آشکار، تابان، جلوه‌گر، روشن، ظاهر، نمایان


کلمات مرتبط

  • متجلی شدن
  • قائد الغر المحجلین
  • متالی
  • متجزی
  • متجلد
  • متحلی
  • متحلی شدن
  • متعلی
  • متولی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات