کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : متسفر
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈaffer/
تلفظ :
[m,otes'affeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
متستر
متسرع
متفرد
متفرس
متفرع
متفرعات
متفرعن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
متسفر. [ م ُ ت َ س َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) به سفر رونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که در جناح حرکت و مسافرت است. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تسفر شود.
کلمات مرتبط
ستون درآمدهای متفرقه
کالای متفرقه
متستر
متسرع
متفرد
متفرس
متفرع
متفرعات
متفرعن
نظرات