Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متفرد

تلفظ بین المللی : /mˌotefˈarred/ تلفظ :‌ [m,otef'aRRed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ستون درآمدهای متفرقه
  • کالای متفرقه
  • متردد
  • متردس
  • متشرد
  • متفرس
  • متفرع
  • متفرعات
  • متفرعن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

متفرد. [ م ُ ت َ ف َرْ رِ ] ( ع ص ) تنها و یگانه. بی همتا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : المتفرد بالربوبیة. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 298 ).- متفرد بودن ؛ منحصر شدن در قولی یا چیزی شریکی در آن نداشتن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).|| یکسو گردنده. ( آنندراج ). جدا و دور شده : آن قلعه بستد و به اموال و غنایم آن متفرد شد... و سلطان از آن فتح... لذتی نیافت. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 418 )....

فرهنگ عمید

۱. تنها.
۲. یگانه.

فرهنگ معین

(مُ تَ فَ رِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) کناره گیرنده .

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) کناره گیرنده یکسو گردنده . ۲ - ( صفت ) یگانه تنها جمع : متفردین .

مترادف و متضاد

۱. یگانه، بیهمتا، منحصربهفرد
۲. تنها
۳. ممتاز، برجسته


کلمات مرتبط

  • ستون درآمدهای متفرقه
  • کالای متفرقه
  • متردد
  • متردس
  • متشرد
  • متفرس
  • متفرع
  • متفرعات
  • متفرعن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات