معانی کلمه : مترشح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ترشح کننده، تراوش کننده، تراونده.
۲. [قدیمی] پرورش یافته و شایسته برای کاری.
۲. [قدیمی] پرورش یافته و شایسته برای کاری.
فرهنگ معین
(مُ تِ رَ شِّ ) [ ع . ] (ص . ) تراونده ، ترشح کننده .
فرهنگ فارسی
ترشح کننده، تراوش کننده، تراونده
( اسم ) ۱ - ترشح کننده تراونده : شیری بود پرهیزگار ... باطنی مترشح از خصایص حلم و کم آزاری ... ۲ - تربیت شده مربی مرشح : و ابا عن جد مترشحان مناصب بلند و متقلدان مراتب ارجمند . توضیح باین معنی در عربی مرشح از مصدر ترشح مستعمل است .
( اسم ) ۱ - ترشح کننده تراونده : شیری بود پرهیزگار ... باطنی مترشح از خصایص حلم و کم آزاری ... ۲ - تربیت شده مربی مرشح : و ابا عن جد مترشحان مناصب بلند و متقلدان مراتب ارجمند . توضیح باین معنی در عربی مرشح از مصدر ترشح مستعمل است .
مترادف و متضاد
زهناک
ترشحکننده، تراونده، تراوشکننده
۱. ترشحکننده، تراونده، تراوشکننده
۲. زهناک
