Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مترش

تلفظ بین المللی : /mˈetraʃ/ تلفظ :‌ [m'etRaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غدد مترشح
  • مترشح
  • مترشش
  • غده مترشحه داخلی
  • مادهء مترشحه
  • مایع مترشحه از غدد بزاقی
  • مترشف
  • مترشی
  • ذو متربه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مترش. [ م ُ ت َرْ رَ ] ( ص ) مرد ریش تراشیده واین لفظ تراشیده فارسی زبانان متعرب است از عالم تحرمز و تکشمر. ( آنندراج ). مرد ریش تراشنده و این تصرف فارسی زبانان متعرب است که از تراشیدن که کلمه فارسی است بطور عربی اشتقاق کرده اند. ( غیاث ) : امر دان گرچه گل گلشن حسن اند ولی خارخار دل از آن شوخ مترش باشد.فیضی ( از آنندراج ).از بس که به همدمان بد یار شدی چون حسن مترش به نظر خوار شدی تبخال صفت کنج لبت...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ریش تراشیده : امردان گرچه گل گلشن حسن اند ولی خارخار دل از ان شوخ مترش باشد . ( فیضی ) تاز ... پسر امرد و مترش ضخیم را گویند . ( برهان قاطع ) توضیج مترش بفتح رائ معمل. مشدد بصیغ. اسم مفعول از باب تفعیل مرد ریش تراشیده شده و این تصرف فارسی زبانان متعرب است که از تراشیدن که کلم. فارسی است بطور عربی اشتقاق کرده اند .

کلمات مرتبط

  • غدد مترشح
  • مترشح
  • مترشش
  • غده مترشحه داخلی
  • مادهء مترشحه
  • مایع مترشحه از غدد بزاقی
  • مترشف
  • مترشی
  • ذو متربه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات