Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متروح

تلفظ بین المللی : /mˌoterˈavveh/ تلفظ :‌ [m,oteR'avveh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شبه متروکه
  • اپرای متروپولیتن
  • غدد مترشح
  • کافت متروک
  • کشته و مجروح
  • مترحل
  • مترشح
  • مترو
  • مترو پلیتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

متروح.[ م ُ ت َ رَوْ وِ ] ( ع ص ) گیاه بالنده. ( آنندراج ). گیاهی که می بالد و بلند می شود. ( ناظم الاطباء ). || آن که به مروحه باد کند. ( آنندراج ). || کسی که با بادزن باد می زند. ( ناظم الاطباء ). || آبی که بوی چیزی گیرد از جهت قرب. ( آنندراج ). آبی که از جهت نزدیکی به چیزی بوی آن را گیرد. ( ناظم الاطباء ). || درخت دوباره برگ آورنده. ( از منتهی الارب ). درختی که دوباره برگ می آورد. ( ناظم الاطبا...

فرهنگ فارسی

گیاه بالند

کلمات مرتبط

  • شبه متروکه
  • اپرای متروپولیتن
  • غدد مترشح
  • کافت متروک
  • کشته و مجروح
  • مترحل
  • مترشح
  • مترو
  • مترو پلیتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات