Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : متجره

تلفظ بین المللی : /matdʒˈareː/ تلفظ :‌ [matdZ'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • متجاهر
  • متجاهل
  • متجر
  • مترهل
  • مترهله
  • مجره
  • متاره
  • متجبره
  • متجرع
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

متجرة. [ م َ ج َ رَ ] (ع ص ، اِ) (از «ت ج ر») سوداجای ، یقال ارض متجرة. (منتهی الارب ) (از محیطالمحیط) (از معجم متن اللغة). جائی که در آن سوداگری می کنند و از آن مال التجاره بیرون می برند. (ناظم الاطباء). جای بازرگانی . محل تجارت . تجارتخانه . ج ، متاجر.

( متجرة ) متجرة. [ م َ ج َ رَ ] ( ع ص ، اِ ) ( از «ت ج ر» ) سوداجای ، یقال ارض متجرة. ( منتهی الارب ) (...

فرهنگ معین

(مُ تَ جَ رُِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - برهنه گردنده . ۲ - مجرد شونده .

کلمات مرتبط

  • متجاهر
  • متجاهل
  • متجر
  • مترهل
  • مترهله
  • مجره
  • متاره
  • متجبره
  • متجرع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات