کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : متاربه
تلفظ بین المللی :
/matˈɑrebˌeː/
تلفظ :
[mat'AReb,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو متربه
عرب متعربه
متارکه
متارکه کردن
متربه
متعربه
متقاربه
ماربه
محاربه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متاربه. [ م ُ رَ ب َ ] ( ع مص ) همزاد و هم سن شدن. یقال : تاربتها ای صارت تربها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مصاحبت اتراب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
همزاد و هم سن شدن
کلمات مرتبط
ذو متربه
عرب متعربه
متارکه
متارکه کردن
متربه
متعربه
متقاربه
ماربه
محاربه
نظرات