Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مت ازف

تلفظ بین المللی : /mˈat ˈaːzf/ تلفظ :‌ [m'at 'a:zf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • متآزف
  • متأزف
  • مأزفه
  • متاسف
  • متاسف گردیدن
  • متاسفانه
  • متافیزیک
  • متأزل
  • متأزم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( متآزف ) متآزف. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) کوتاه قامت که دست و پایش کوچک و با هم نزدیک باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرد کوتاه. ( اقرب الموارد ): قال ابوزید: قلت لاعرابی ماالمحبنطی قال المتکاکی ، قلت ماالمتکاکی قال المتآزف ، قلت ما المتآزف قال انت احمق و ترکنی و مر. ( منتهی الارب ). || مکان تنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || مرد بدخو و تنگدل. ( منتهی الارب ...

فرهنگ فارسی

( مت آزف ) کوتاه قامت

کلمات مرتبط

  • متآزف
  • متأزف
  • مأزفه
  • متاسف
  • متاسف گردیدن
  • متاسفانه
  • متافیزیک
  • متأزل
  • متأزم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات