کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : متأزل
تلفظ بین المللی :
/matˈɑzel/
تلفظ :
[mat'Azel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرق المنازل
متاثل
متال
متالم
متالم شدن
متالمین
متاله
متالهین
متالورژی پودر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
متأزل. [ م ُ ت َ ءَزْ زِ ] ( ع ص ) غمگین و تنگدل. ( آنندراج ). ستم دیده اندوهناک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تأزل شود.
فرهنگ فارسی
غمگین و تنگدل
کلمات مرتبط
فرق المنازل
متاثل
متال
متالم
متالم شدن
متالمین
متاله
متالهین
متالورژی پودر
نظرات