مبرم . [ م ِ رَ ] (ع اِ) دوک که بر آن ریسمان تابند. ج ، مَبارِم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). دوک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
بیمزهگویِ ملامتآور.
۱. شدید.
۲. [قدیمی] محکم؛ ثابت؛ قاطع؛ استوارشده.
رسن، طناب
محکم، استوار
بسیار، زیاد، شدید، وافر، سخت
۱. بسیار، زیاد، شدید، وافر، سخت
۲. محکم، استوار
۳. رسن، طناب