Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لکنته

تلفظ بین المللی : /lakˈanteː/ تلفظ :‌ [lak'ante:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • لکاته
  • لکنت
  • لکنت اولیه
  • لکنت ثانویه
  • لکنتی
  • لکنه
  • لکنهو
  • نادم لکنهوئی
  • با لکنت حرف زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لکنته. [ ل َک َ ت َ / ت ِ ] ( ص ) لکنت. لکنتی. چهارپای و یا دَدِ پیر و موی ریخته و ضعیف شده. کلته. فرسوده. شکسته. در تداول عوام ، پیر و لاغر و مردنی. || صفت آلتی یا چیزی فرسوده و ازکارافتاده ، چون : ساعت و شمشیر و آفتابه و کارد و چاقو و کالسکه و درشکه و جز آن.

فرهنگ معین

(لَ کَ تِ ) (ص . ) (عا. ) قراضه ، از کار افتاده .

فرهنگ فارسی

( صفت ) لکنت : ساعت لکنته درشک. لکنته
لکنت . شکسته

کلمات مرتبط

  • لکاته
  • لکنت
  • لکنت اولیه
  • لکنت ثانویه
  • لکنتی
  • لکنه
  • لکنهو
  • نادم لکنهوئی
  • با لکنت حرف زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات