Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لکنت

تلفظ بین المللی : /lˈoknat/ تلفظ :‌ [l'oknat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • لکنت اولیه
  • لکنت ثانویه
  • لکنت داشتن
  • لکنت زبان
  • لکنت زبان پیدا کردن
  • لکنت پیدا کردن
  • لکنت کلام
  • با لکنت حرف زدن
  • با لکنت گفتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

لکنت . [ ل َ ک َ ] (ص ) کلته . فرسوده . عاجز. از کار مانده . لکنته . لکنتی : اسبی لکنت یا شمشیری لکنت و غیره .

لکنت . [ ل ُن َ ] (ع اِمص ) لکنه . گرفتگی زبان در هنگام سخن گفتن که به هندی هکلانا گویند. (غیاث ). درماندن به سخن . (منتهی الارب ). لکن . لکنونة. لکونة. کندی زبان . کندزبانی . از کارماندگی . کلته . زبان شکستگی . عی ّ در لسان . گرفته زبانی . درماند...

فرهنگ عمید

۱. گرفتن زبان هنگام حرف زدن.
۲. کندزبانی.

فرهنگ معین

(لُ نَ ) [ ع . لکنة ] (اِمص . ) گرفتگی زبان .

فرهنگ فارسی

گرفتگی زبان، اختلال در گفتار، گیر زبان

اختلال در روانی گفتار و الگوی زمانی طبیعی آن که سخن گفتن را دشوار می‌سازد

۱- ( مصدر ) درماندن بهنگام سخن . ۲- ( اسم ) گرفتگی زبان بهنگام سخن گفتن کند زبانی .
گرفتگی زبان در هنگام سخن گفتن که به هندی هکلانا گویند درمانده به سخن .

دانشنامه عمومی

لِکِنْتَ:(lekenta) در گویش گنابادی یعنی پاره پوره ، کهنه ، قدیمی شده ، از مُد افتاده

لُکنَتِ زبان به اختلال در روانی گفتار و الگوی زمانی آن که سخن گفتن را دشوار می سازد گفته می شود. لکنت زبان عمدتاً و به طور کلی جز در موارد استثنایی در دوران خردسالی آغاز شده و یک پدیده خاص دوران کودکی است و معمولاً از سنین ۲ تا ۴ سالگی شروع می شود. لکنت زبان از مهم ترین و متداول ترین اختلالات تکلمی است. در س...

جملات نمونه

علی با لکنت زبان حرف می‌زند

Ali stutters when he talks

مترادف و متضاد

زبان‌پریشی، زبان‌گرفتگی، کندزبانی، گرفتگی‌زبان، من‌ومن

stammer (اسم)
لکنت

stutter (اسم)
لکنت

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَعْجَمِیٌّ: کسی که سخن گفتنش غیر عربی و غیر بلیغ است، چه اینکه اصلا عرب نباشد ، یا آنکه عرب باشد ولی لکنتی در زبانش باشد -کسی که نمی تواند درست صحبت کند (عجم به معنای غیر عرب است و عجمی کسی را گویند که به غیر عرب منسوب باشد و اعجم کسی را گویند که زبانش لکنت باشد...ریشه کلمه: کون (۱۳۹۰ بار)ل (۳۸۴۲ بار)wikialkb: لَکُنْت...

فرهنگستان زبان و ادب

{stuttering, stammering} [روان شناسی] اختلال در روانی گفتار و الگوی زمانی طبیعی آن که سخن گفتن را دشوار می سازد

کلمات مرتبط

  • لکنت اولیه
  • لکنت ثانویه
  • لکنت داشتن
  • لکنت زبان
  • لکنت زبان پیدا کردن
  • لکنت پیدا کردن
  • لکنت کلام
  • با لکنت حرف زدن
  • با لکنت گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات