Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لکاته

تلفظ بین المللی : /lakkˈɑteː/ تلفظ :‌ [lakk'Ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • صمعه لواته
  • لکات
  • لکامه
  • لکنته
  • لکانه
  • لواته
  • لکاعه
  • واجب الوجود لذاته
  • واجب لذاته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

لکاته. [ ل َ ت َ / ل َک ْ کا ت َ / ت ِ ] ( ص ) دشنامی است زنان را. زن بی حیا. فاحشه. زن بد. زن بدعمل.زن بدکاره. زن بدکاره و بی حیاء و آن را در عرف هند تهاری خوانند. ( آنندراج ). || زن تبهکار.

فرهنگ عمید

۱. هرچیز پست و زبون.
۲. زن بدکار.

فرهنگ معین

(لَ کّ تِ ) (ص . ) زن بی حیا، فاحشه .

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن بدکار روسپی . ۲- زن و قیح ودریده سلیطه .

گویش بختیاری

فاحشه، زن بدکار.

مترادف و متضاد

بدزبان، سلیطه، شرور

بدکاره، جنده، خودفروش، روسپی، فاحشه، قحبه، معروفه، هرجایی

۱. بدکاره، جنده، خودفروش، روسپی، فاحشه، قحبه، معروفه، هرجایی
۲. بدزبان، سلیطه، شرور

واژه نامه بختیاریکا

( لکاته * ) شلخته؛ زمین بی ارزش از نظر کشت

کلمات مرتبط

  • صمعه لواته
  • لکات
  • لکامه
  • لکنته
  • لکانه
  • لواته
  • لکاعه
  • واجب الوجود لذاته
  • واجب لذاته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات