Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : لب برچیدن

تلفظ بین المللی : /lˈab bartʃˈidan/ تلفظ :‌ [l'ab baRtS'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
  • لب التواریخ
  • لب بدندان گزیدن
  • لب بر لب نهادن
  • لب برزدن
  • لب برگردان
  • لب بستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

لب برچیدن. [ ل َ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) به گریه درآمدن کودک.آغاز گریه کردن کودک. در آغاز گریه تشنجی در لبها پیدا آمدن. حالتی که در شروع گریه خاصه برای اطفال درلب دست دهد. حالتی از انقباض که پیش از گریستن بر لب افتد. پیدا آمدن حالتی در لب پیش از گریستن و در اطفال مشهودتر باشد. فراهم آوردن لبها را برای گریه یا خنده. آماده گریستن شدن کودک. لبها فراهم و ترنجیده داشتن آغازیدن گریه را. آثار گریستن پیدا آم...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) منقبض شدن عضلات لب پیش از گریه کردن( مخصوصا در مورد کودکان ) : همچنین از دوری مادر و بیحوصلگی لب برچیدن و گری. پیشینش را از سرگرفت .

کلمات مرتبط

  • لب
  • لب آماس
  • لب اشکن
  • لب التواریخ
  • لب بدندان گزیدن
  • لب بر لب نهادن
  • لب برزدن
  • لب برگردان
  • لب بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات