معانی کلمه : قیاس مقاومت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
هر گاه قیاسی منتج حکمی باشد و خواهند که منع آن قیاس کنند بایراد قیاسی دیگر که منتج مقابل مقدمه باشد از قیاس اول که اساس آن قیاس بر آن مقدمه است مانند کبری در شکل اول یا مقدمه کلی در اقترانی که یک مقدمه منع قیاس او کرده باشند قیاس دوم را قیاس مقاومت خوانند .
