قیاس . [ ق َی ْ یا ] (ع ص ) اسب تازنده . (منتهی الارب ). الذی یرسل الخیل . (اقرب الموارد).
۱. برسی چیزی با روی چیز دیگر از روی مشابهت؛ سنجش؛ مقایسه.
۲. اندازهگیری.
۳. گمان.
۴. (اسم) اندازه.
〈 قیاس معالفارق: قیاس کردن چیزی با چیز دیگر بیآنکه مناسبت و اشتراکی میان آن دو باشد.
استقرا، پیمایش، تشبیه، سنجش، مقایسه
سنجش، هم سنجی، هم سجی، فرا سنج