قسر. [ ق َ ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
قسر. [ ق َ ] (اِخ ) نام بطنی است از بجیله . (منتهی الارب ).
قسر. [ ق َ ] (اِخ ) نام کوه سراة است که در حدیث نبوی وارد شده است . رجوع به معجم البلدان شود.
(قَ) [ ع . ] (مص م .)به زور به کار واداشتن .
(ق س ) (ص .) کسی که در قمار نه باخته و نه برده باشد.
قسر در ترکی به معنی عقیم و نازا می باشد قسر در رفتن یعنی گاو و گوسفندی در دوره فحلی باردار نشود و از زحمت آن خلاص شود
نازا عقیم
اجبار، جبر، زور، قهر