کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قسرا | کلماتور
معانی کلمه : قسرا
تلفظ بین المللی :
/q1asrˈɑ/
تلفظ :
[q1asR'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قسراً
قسراق
قسران
ذو القرابه
ذوی القرابات
ذوی القرابه
التیسیر فی القراءات السبع
سنگ بر قرابه زدن
قارا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( قسراً )
قسراً. [ ق َ رَن ْ] ( ع ق ) قهراً. جبراً. به ناچار. به ناخواست به ناخواه. به زور. به ستم : قلعه شاه دز را... در حصار گرفت و لشکرها بر مدار آن بداشتند به یک دو روز آن حصن را قهراً و قسراً بگشادند. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ فارسی
قهرا جبرا بناچار
کلمات مرتبط
قسراً
قسراق
قسران
ذو القرابه
ذوی القرابات
ذوی القرابه
التیسیر فی القراءات السبع
سنگ بر قرابه زدن
قارا
نظرات