کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قرحه دار
تلفظ بین المللی :
/q1ˈorheː dˈɑr/
تلفظ :
[q1'oRhe: d'AR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قرحه دار کردن یا شدن
دارای صاحب سهام قرضه
داره قرح
قرحه
قرحه اکله
قشور القرحه
ایجاد زخم یا قرحه
تولید قرحه کردن
زخم یا قرحه
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
ulcerous
(صفت)
ریش، زخمی، ریشناک، قرحهای، زخم دار، قرحه دار
کلمات مرتبط
قرحه دار کردن یا شدن
دارای صاحب سهام قرضه
داره قرح
قرحه
قرحه اکله
قشور القرحه
ایجاد زخم یا قرحه
تولید قرحه کردن
زخم یا قرحه
نظرات