Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قشور القرحه

تلفظ بین المللی : /q1ˈoʃuːr alq1ˈorheː/ تلفظ :‌ [q1'oSu:R alq1'oRhe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشورالقرحه
  • ذات القصور
  • القدور
  • القور
  • ام القبور
  • حجر القیشور
  • عرشین القصور
  • بنات القور
  • وادی القصور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( قشورالقرحة ) قشورالقرحة. [ ق ُ رُل ْ ق ُ ح َ ] ( ع اِ مرکب ) خشک ریش. پوست ریش. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

خشک ریش پوست ریش

کلمات مرتبط

  • قشورالقرحه
  • ذات القصور
  • القدور
  • القور
  • ام القبور
  • حجر القیشور
  • عرشین القصور
  • بنات القور
  • وادی القصور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات