کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرو-انداختن | کلماتور
معانی کلمه : فرو انداختن
تلفظ بین المللی :
/fˈoru andˈɑxtan/
تلفظ :
[f'oRu and'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فروانداختن
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
فرو اسودن
فرو افتادن
فرو افشاندن
فرو افکندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فروانداختن. [ ف ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) به پایین انداختن. فروافکندن. انداختن. رجوع به انداختن ، فروافکندن و فرو رها کردن شود.
فرهنگ فارسی
پایین انداختن . فرو افکندن
کلمات مرتبط
فروانداختن
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
فرو اسودن
فرو افتادن
فرو افشاندن
فرو افکندن
نظرات