Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرو افکندن

تلفظ بین المللی : /fˈoru afkˈandan/ تلفظ :‌ [f'oRu afk'andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فرا افکندن
  • فرود افکندن
  • فرس افگندن
  • فروافکندن
  • فراافکندن
  • فرودافکندن
  • فروفکندن
  • فرو
  • فرو ارامیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فروافکندن. [ ف ُ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به زیر افکندن. پایین افکندن. مقابل برافکندن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : گر بلندی ْ درِ او کرد چنین پست تراخویشتن چونکه فرونفکنی از کوه بلند.ناصرخسرو.فروافکند سوی فرزند خویش نبرّد دل از مهر پیوند خویش.نظامی.فروافکند سر در محنت خویش نشسته تشنه و دریاش در پیش.عطار....

فرهنگ معین

(فُ. اَ دَ )(مص م . )به زیر انداختن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو انداختن به پایین افکندن
به زیر افکندن . پایین افکندن

کلمات مرتبط

  • فرا افکندن
  • فرود افکندن
  • فرس افگندن
  • فروافکندن
  • فراافکندن
  • فرودافکندن
  • فروفکندن
  • فرو
  • فرو ارامیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات